سفارش تبلیغ
صبا ویژن
در حاشیه ! - با ولایت
آنکه بردباری ندارد، دانشی ندارد . [امام علی علیه السلام]

هفته ی بسیج گرامی باد
سلام . حیفم اومد بمناسبت هفته ی بسیج چیزی تو وبلاگم نداشته باشم . درسته یه کم دیر شده ولی خوندنش خالی از لطف نیست :
 یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها را درآورده بود. با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها. چه می کرد؟
بار اول بلند شد و فریاد زد:« ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت: « منم!»
ترق!
ماجد کله پا شد و قل خورد آمد پای خاکریز و قبض جناب عزراییل را امضا کرد! دفعه بعد قناسه چی فریاد زد:« یاسر کجایی؟» و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت!
چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد. فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و پرید رو خاکریز و فریاد زد:« حسین اسم کیه؟» و نشانه رفت. اما چند لحظه ای صبر کرد و خبری نشد. با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین. یک هو صدایی از سوی قناسه چی ایرانی بلند شد:« کی با حسین کار داشت؟» جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت:« من!»
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!

کتاب رفاقت به سبک تانک صفحه 84



 
نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 آذر 9  ساعت 3:37 عصر 

بسم الله الرحمن الرحیم
بلاخره بعد از یه مدت تقریبا طولانی (حدود بیست روز) که دسترسی به اینترنت نداشتم امروز قسمت شد بیام. دلم برای وبلاگ و دوستان  تنگ شده بود . از همه ی دوستانی که اظهار لطف کردند ( اینوری و اونوری ! ) هم ممنونم . انشاالله از چند روز دیگه به طور مستمر مثل سابق ادامه میدم. فدای همه‏ی فداییان ولایت .

رابطه پنهانی با آمریکا به روایت قرآن !

فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم
(( آن کسانی که در دلهایشان بیماری است میبینی در میان جبهه دشمنان دین می شتابند ))
اگر بپرسی چرا اینقدر با دشمن دین و با کسی که میدانی ضد دین است میسازی و چرا با آنها ضدیت که نمیکنی هیچ ؛ دوستی هم به خرج میدهی ، در جوابت چنین میگویند :
یقولون نخشی ان تصیبنا دائره
(( میگویند میترسیم برایمان دردسر و اسباب زحمت درست شود.))
ببینید چه کلمان آشنایی است ! خدا در جواب اینها می فرماید :
فعسی الله ان یاتی بالفتح اوامر من عنده
((امید است که خدا پیروزی را نصیب جبهه مومن کند یا حادثه ای را از پیش خود به سود آنها پدید آورد ))
و وقتی این کار شود ،
 فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم نادمین
((آن وقت این بدبخت هایی که با آنها ساخته بودند پشیمان شوند.))
رو سیاه شوند ، بگویند دیدی چه غلطی کردیم ؟! اگر میدانستیم جبهه مومن این طور پیروزمند و نیرومند خواهد شد ، با دشمن دین و دشمن خدا نمی ساختیم  ، خودمان را بی آبرو نمیکردیم . بعد از اینکه خودشان را مفتضح کردند و با دشمنان ساختند .
و یقول الذین آمنوا اهولاء الذین اقسموا بالله جهد ایمانهم انهم لمعکم
آن کسانی که ایمان آوردند می گویند : مومنین همین ها بودند ؛ این چهره های خوش ظاهر و موجه با سوگندهای غلاظ و شداد قسم میخوردند که ما با شما هستیم و هر وقت با آنها حرف می زدیم یا چیزی می گفتیم ، می گفتند : ما با شما هم عقیده هستیم ، ما هم با شما اختلافی نداریم ، ما هم همین حرفی را که شما میزنید ، میزنیم . در مقام بیان اینطور با آدم حرف می زدند ، اما بعد معلوم شد که دلهای چرکین و سیاه و نفاق آمیز داشتند .  آن روز مومنین میگویند عجب است که چه قسمی می خوردند ، اینها همانها هستند !
اهولاء الذین اقسموا بالله جهد ایمانهم
(( آنها همینها هستند ؛ که به خدا سوگندهای سخت و غلیظ می خوردند ))
انهم لمعکم قسم میخوردند که با شما هستیم و با شما هم عقیده و همفکریم.
حبطت اعمالهم فاصبحوا خاسرین
(( پوچ و بیهوده و نابود شد کارهایی که کرده بودند و سخت زیانکار شدند.))

بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری / رمضان 1353 / مسجد امام حسن مجتبی (ع)



 
نویسنده: مهدی حامدی |  یکشنبه 87 مهر 28  ساعت 7:2 عصر 

        یا فاطمه الزهرا اشفعی لنا فی الجنه 
ای ریحانه ی رسول !
کدامین خاک به وجود مطهرت متبرک است ؟
بعد از این خورشید میماند غریب    می تـراود از لبـش امن یجیب
به امید یافتن نشانی از تو
ذره ذره خاک بقیع را
بر چشم می کشم چون توتیا
صل الله علیک یا بضعه رسول الله . یا فا طمه الزهرا 

رسول خدا (صلّی ‌‌الله‌ علیه‌ وآله):
یا فاطِمَةُ! مَنْ صَلَّى عَلَیْکِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وألْحَقَهُ بِی حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ.
ای فاطمه! هر که بر تو درود فرستد، خداوند او را ببخشاید و در جایگاهم در بهشت به من ملحق کند.
بحار الأنوار، ج 43، ص 55



 
نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 خرداد 18  ساعت 1:39 صبح 

سلام ؛
اینم حاصل وبگردی امروز تقدیم به آقا مقداد !

 نظریه نسبیت و آیات و احادیث

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط  حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

 

از آن جمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است. .اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد.
همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

                                                          E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد .
بطور خلاصه او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است (حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد.
در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شماست و هنوز زود است که مردم این را بفهمند.
در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ "حسابی عزیز" یاد کرده است.
3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل "بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دست خط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است.
اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود.



 
نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 خرداد 4  ساعت 11:43 عصر 

عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!
سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.

جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج  شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…

سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را 90دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک  یا سه  نیمه! بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام  برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.

به قلم عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول1423هـ
منبع: البرز

 

 




یک سوال از آقای عبدالله النجدی :

اگر تشابه به کفار حرام است، خدمت به کفار چه حکمی دارد؟

ملک عبدالله و سران آمریکایی دست در دست هم برای نابودی اسلام

 

مزدور های وابسته به آمریکا ، ملک عبدالله و بوش در آغوش

 

جورج بوش و ملک عبدالله پادشاه سعودی دست در دست هم

 





تا بعد...

یا علی



 
نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 اردیبهشت 7  ساعت 12:50 صبح 

حکایت اول :
جهودی و ترسایی و مسلمانی رفیق بودند. در راه حلوایی یافتند. گفتند:
- بی‌گاه است. فردا بخوریم. و این اندک است. آن کس خورد که خواب نیکوتر دیده باشد.
غرض آن بود که مسلمان را حلوا ندهند. مسلمان نیمه‌شب برخاست و جمله حلوا را بخورد.
بامداد عیسوی گفت: دیشب عیسی فرود آمد و مرا بر کشید به آسمان!
جهود گفت: موسی مرا در تمام بهشت برد!
مسلمان گفت: محمد آمد و مرا گفت ای بیچاره! یکی را عیسی برد به آسمان چهارم و آن دگر را موسی به بهشت برد. تو محروم بیچاره برخیز و این حلوا را بخور!
آنگه من برخاستم و حلوا را خوردم.
گفتند: والله خواب آن بود که تو دیدی! آن ما همه خیال بود و باطل!

حکایت دوم :
وزیر گفت: هزار دینار بستان، و این حرکت که شنیدی باز مگوی!
هزار دینار بستد و گفت: ای مردم. بدانید این باد که وزیر رها کرد، من رها کردم!



 
نویسنده: مهدی حامدی |  یکشنبه 86 اسفند 5  ساعت 5:36 عصر 
<      1   2      

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
شکست اخلاق
و علی البرجام السلام!
نشان وابستگی..
جریان انحرافی
اهداف پنهان
تحریم صداقت..
صندوق ها شفاف اند؛ عینک مان را تمیز کنیم!
تحریم جدید..
شیطان بزرگ
اظهارات سخیف نجفقلی حبیبی درباره ی عاشورا
آقای هاشمی برایتان نگرانم..
سخنی از سر دلسوزی با جریان شیرازی ها
نکته ای در باب سبد کالا
رابطه با روسیه..
نکته ای در باب تسخیر لانه ی جاسوسی
[همه عناوین(166)]