سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سیاسی - با ولایت
خداوند، دنیا را به کسی که دوست داردو کسی که دوست ندارد، می دهد؛ امّا دین را جز به کسی که دوست دارد، نمی دهد . پس خداوند به هرکه دین داده، دوستش داشته است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

عکس تزئینی نیست


جناب موسوی و خاتمی خط قرمز این کثافت کاری ها تا کجاست ؟

منتظر عواقب کارتان باشید.
به زودی از تاریخ محو خواهید شد ...
منتظر باشید...

توضیحات



 
نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 88 اردیبهشت 12  ساعت 11:58 عصر 


توهین به رئیس جمهور در ژنو ؛  مقصر چه کسیست ؟!


مگر رئیس جمهور در ژنو چه گفت که باید هو میشد ؟ اصلا چرا باید هو میشد ؟
با کمی فکر کردن به این دو سوال مقصر مشخص می شود!
شاید جواب سوال من به ذائقه ی خیلی ها خوش نیاید ؛ اما مهم نیست . یاد گرفته ام که محافظه کار نباشم.
به نظر من

مقصران اصلی توهین به دکتر احمدی نژاد در نشست دوریان ، آقایان علی اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی هستند!

اما نه به آن دلیلی که در ذهن شماست.

آقای هاشمی و آقای خاتمی شما متهمید که در دوران هشت ساله ی خود مسیر آرمان های انقلاب را تغییر دادید .

مگر حضرت امام نفرموده بودند :
   
    اسرائیل باید نابود شود .
  
   ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم.
  
   جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى شناسد.
  
   ما درصدد خشکانیدن ریشه هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و کمونیزم در جهان هستیم.

  
   ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترویج نماییم.
  
    
و ما باید در جنگ اعتقادی‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.


مگر این سخنان امام(ره) از جملاتی که آقای احمدی نژاد مطرح میکند سنگین تر نیست ؟

آقایان (؟) هاشمی و خاتمی :

شما با عدول از ارزش های اساسی جمهوری اسلامی باعث به تاریخ سپردن این افکار شده اید .

شما باعث شدید این افکار به فراموشی سپرده شود و اگر کسی هم بعد از چند دهه جرات بیان این اندیشه ها را پیدا کند ، هو شود.

شما باعث پایه ریزی و رواج تفکر منحرف و سطحی لیبرالی ، پلورالیزمی و سرمایه داری شدید.

شما نابودی اسرائیل را عقب انداخته اید.

شما ظهور حضرت مهدی (عج) را عقب انداخته اید !

شما باید مجازات شوید...

*****************************************************

پی نوشت :
منظورم از هو شدن ، همان چند نفری بودند که نقش بازی میکردند . همان هم نباید میشد.

شجاعت و اعتماد به نفس دکتر احمدی نژاد هم در حین سخنرانی بسیر ستودنی و قابل تحسین بود.

بیشتر به احمدی نژادی بودنم افتخار میکنم!

از چسبیدن به حاشیه های مراسم در صدا و سیما و نپرداختن به اصل موضوع واقعا متاسفم! باز هم تفکر اصلی در حاشیه قرار گرفت...

 



 
نویسنده: مهدی حامدی |  سه شنبه 88 اردیبهشت 1  ساعت 4:25 عصر 

 

گاهی اوقات در گوشه و کنار شاهدیم که به بهانه های گوناگون حرفهایی عله سفرهای استانی دولت زده میشه . شاید این یادداشت بهانه ای باشه که در این مورد کمی فکر کنیم !

سفرهای استانی در بوته نقد و تحلیل از زوایای چندگانه ای قابل بررسی اند. از برخی ابعاد، این سفرها می تواند مورد انتقاد باشد. اما قطعا از ابعادی دیگر می توان این سفرها را مطلوب ارزیابی کرد. آشنایی با مسائل روزمره مردم، استانها و شناخت چالش ها و ظرفیت های موجود کشور بطور عملیاتی، از نزدیک، مستقیم و بلاواسطه یکی از ابعاد بسیار مهم سفرهای استانی است.
تحکیم ارتباط با مردم و تکریم آنها بعد دیگری از اهمیت سفرهای استانی است که بعنوان دستاورد تلاش دولت نهم قابل ذکر است.
آنچه که موجب می شود سفرهای استانی بعنوان نقطه قوت و دستاورد برجسته رئیس جمهور نهم تلقی شود، همانا دو بعد پایداری ارتباط با استانها و مردم و نیز عدم اتکاء به گزارش های رسمی صرف می باشد.
کارشناسان ستادی دولتی تصدیق می نمایند که آشنایی میدانی با مسائل، ضمن تزریق انرژی مضاعف، موجب اطلاعاتی می شود که گاه در گزارش های رسمی یا درج نمی شود و یا اینکه گاه عبارات و کلمات آن گزارش ها عمق مصائب یا شیرینی ها را نشان نمی دهند. اتکای به گزارش های اداری، گاه موجب دوری از حقیقت می شود و عرصه را بدرستی نشان نمی دهد.
بنابراین ایده و عمل دکتر احمدی نژاد از این حیث مناسب شمرده می شود.
نکته اساسی مورد تحسین در خصوص سفرهای استانی رئیس جمهور و هیات دولت، استمرار ارتباط و نزدیکی است که مورد غفلت قرار نگرفته است. احمدی نژاد علیرغم همه دشواریها، این برنامه را به سختی دنبال کرده است.
آنچه که به اجمال می توان در خصوص سفرهای استانی دولت نهم ذکر است این است که سفرهای استانی برای شناخت ظرفیت ها و مصائب کشور و برای تحبیب و تکریم آحاد مردم ایران، بسیار قابل تمجید است. از طرفی ارزش غایی سفرهای استانی کمک به مرحله شناخت و راهنمایی در اتخاذ تصمیمات کلان کشوری و ملی در ستاد است. اطلاعات سفرهای استانی در تلفیق با گزارش نهادهای رسمی می تواند مدل مقبولی برای تصمیم سازی در سطح هیات وزیران باشد و آن اطلاعات برای ترسیم آینده و بهبود وضع جاری کارگشا خواهند بود چرا که سفرهای استانی هیئت دولت نهم، حضور جدی کابینه و تصمیم سازی در استان مربوطه است.
نکته ی دیگری که قابل ذکر است ؛ سفرهای استانی، حضور بی واسطه در میان مردم و تشکیل جلسات کابینه در تمامی نقاط کشور که در مواردی پای هیچ مسئولی حتی در سطح مدیرکل نیز به آنجا نرسیده بود، مصداق بدون ابهامی از مردم سالاری دینی است.
مورد دیگری هم که مغفول مانده این است که این سفرها همدلی مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پی دارد.

نکته ی قابل توجه دیگر در این زمینه بیانات راه گشای مقام معظم رهبری است. ایشان در موارد متعدد و بسیاری این سفرها را تمجید کرده و مورد بررسی قرار داده اند . اینجا دو نمونه را متذکر میشوم . برای دیدن نمونه های دیگر میتوانید به لینک
حمایات رهبری مراجعه کنید:

سفرهاى استانى بسیار کار خوب و برجسته و لازمى بود و من واقعاً تعجب میکنم که بعضیها چطور کارى را که این‏جور واضح است که خوب است، انکار میکنند و زیر سئوال میبرند. این براى وزرا، براى رئیس‏جمهور، براى عوامل اجرائى و دولت خیلى زحمت دارد و کار بسیار طاقت‏فرسائى است؛ لکن آنچه که محصول این کار میشود، عبارت است از روشن شدن فاصله‏ى بین نگاهِ از دور به حقایق یک کشور و نگاهِ از نزدیک؛ این، خیلى فرق میکند. بنده سالها کار اجرائى کرده‏ام و آشنا هستم. دو جور انسان قضایا را مى‏بیند: گزارشهاى خوبى که براى انسان مى‏آید؛ گزارشهاى کامل به حسب ظاهر که هیچ ایرادى هم ندارد و درست هم هست - گزارشها را انسان میخواند و مباحثه هم میکند - لکن آنچه که محصول این گزارشهاست، با آنچه که محصول نگاهِ از نزدیک است، فاصله‏ى بسیار زیادى دارد. دیدن واقعیت، رفتن به مناطقى که امید این را نداشتند که مسئولان بلندپایه حتّى به یاد آنها بیفتند، کار خیلى بزرگى است و این کار خیلى کار باارزشى است. بعضى از شهرهائى که مسئولان کشور - رئیس‏جمهور و وزرا - به آنجا رفتند، هرگز در طول این مدتها شاید یک مدیرکل را هم ندیده بودند که برود و از آنها احوالى بپرسد؛ سئوالى بکند؛ اما ناگهان مى‏بینند رئیس‏جمهور جلوى آنهاست! این، خیلى کار مهمى است. مبادا این کار مهم را خراب کنید. آنچه انجام گرفت، شروع یک حرکت مبارک بود؛ اما باید این حرکت تا نهایت خط برود، تا آن برکات به طور کامل حاصل بشود.
البته این سفرها، برکات جنبىِ فراوان دیگرى هم داشته است.  (9/4/1386
در دیدار با رئیس جمهور و کارگزاران نظام)

یکی از هدفهای من در سفرهائی که سالهای گذشته به استانهای مختلف کشور می‌کردم و در سفرها هم می‌گفتم، همین بود که دولتمردان را به توجه هر چه بیشتر به نقاط آسیب‌دیده و آسیب‌‎پذیر و محروم در کشور متوجه کنم؛ توجه آنها را به این نقاط جلب کنم. امروز خوشبختانه این مقصود حاصل شده است؛ یعنی یکی از برنامه‌های دولت خدمتگزار همین است که همه‌ی استانها و همه‌ی شهرها و شهرستانها را، به طور مستقیم زیر دید قرار می‌دهد. (15/2/1387 
دیدار با عشایر و مردم ممسنی )

حضرت آقا در دیدار با کابینه ی آقای خاتمی هم این آرزو را مطرح کرده بودند که متاسفانه در آن دولت عملی نشد :
وضع روستاها، وضع بدى است. به نظر من باید به روستاها و معضلات مردم خیلى توجّه شود. یکى از چیزهایى که من مى‏خواهم در این زمینه جدّاً به آقایان توصیه کنم، این است که به نقاط محروم بروید و با مردم به طور روبه‏رو تماس بگیرید و در جریان کارهایشان قرار گیرید. خود این سفرهایى که انجام مى‏شود - بخصوص به نقاط دوردست و محروم - خیلى باارزش و بابرکت است؛ چون انسان را در واقعیتهایى قرار مى‏دهد که آنها را شنیده است. گزارش خیلى مى‏خوانیم؛ اما گزارشى که انسان از نزدیک آثار آن را لمس کند، انصافاً تأثیر دیگرى دارد. بنابراین، به نظر من به مسأله اقتصادى - که مشکلات مردم عمدتاً امروز بر محور مسائل اقتصادى است - خیلى باید توجّه شود؛ بعضى از بخشها در این زمینه بیشتر کار کنند. ( 2/6/1378 
در دیدار با آقای خاتمی و هیئت وزیران )

پس از نظر رهبری هم که به عنوان میزان در مسائل هستند ؛ اینکار کاملا مورد نیاز بوده که در دولت های قبلی مورد غفلت قرار گرفته اما در دولت نهم بطور جدی انجام شده است.

با همه اینها نباید فراموش شود که روسای جمهور قبل نیز در این خصوص علائقی داشته اند اما هرگز موفق به اجرای آن نشده اند و اگر سفری هم بوده بیشتر به یک بازدید تشریفاتی شبیه بود و یا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت می گرفت. میشود احتمال داد گذشتگان با اولویت بیشتری بدنبال ساختار و سیستم سازی بوده اند که اگر خوشبینانه نگاه کنیم بدلیل صعوبت تغییر در نظام ایرانی و یا عدم سماجت چندان با موفقیت همراه نبوده است و از حین حیث سفرهای استانی محدود و موردی ، برای آنها ایده مطلوب تری بنظر می آمد.

پی نوشت....
- چند روزیه که سخت مشغول ساخت وبسایتی برای انتخابات هستم برای همین کمتر بروز میکنم . البته هر روز کنترل رو این وبلاگ دارم !
- این تهمت های بی اساس به عملکردهای دولت دیگه داره شورشو در میاره. با اینکه دودش داره تو چشم خودشون میره. خدایا شکرت که دشمنان ما از احمق ها هستند.
- دیروز میخواستم از عابر بانک پول بگیرم . یه خانمی تو صف عابر بانک میگفت: تقصیر دولته که عابر بانک رو زده ما تو صف بایستیم ! از این نمونه ها کم نیست. شایید یه یادداشت از این نمونه ها بنویسم . خدا رو چه دیدی !
- به این وبلاگ هم سر بزنید :
چرا احمدی نژاد؟



 
نویسنده: مهدی حامدی |  چهارشنبه 87 بهمن 30  ساعت 4:52 عصر 

بسم الله الرحمن الرحیم
معمولا در بحث های سیاسی وقتی صحبت از دموکراسی به میان میاد ؛ این جمله از حضرت روح الله را مطرح میکنند که «میزان رای ملت است». سوای بحث در مورد اینکه در اسلام چیزی به نام دموکراسی نداریم ، بیایید در مورد این جمله امام قدری تامل کنیم.

حضرت امام(ره) در سخنرانی 25/3/58 در جمع اقشار مردم به ایراد این سخنرانی پرداختند. با فهمیدن کمی قبل و کمی بعد از این جمله در سخنرانی براحتی میتوانیم منظور امام را از این جمله بفهمیم:

ادامه مطلب...

 

نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 بهمن 19  ساعت 5:18 عصر 

بسم الله الرحمن الرحیم
اخیرا
در یکی از پست های وبلاگ نظراتی در مورد عدم نیاز به حکومت اسلامی و تکیه به آراء مردم داشتم که بهتر دیدم در یک یادداشت جداگانه به اون جواب بدم تا هم بحث منحرف نشه و هم دیگران تو بحث شریک بشن. البته به صورت مختصر در زیر نظرات پاسخ داده شد. قصد داشتم یک دوره در مورد لزوم حکومت بنویسم ولی فکر میکنم لزوم حکومت برای کسی جای سوال نباشه (البته کمبود وقت و امتحانات هم مزید بر علت شد) بنابراین بهتر دیدم به شبهات مطروحه در این زمینه پاسخ بدم:

- رفراندوم هم یعنی دنبال یار گشتن...
بگردید تا ببینیم پیدا می شود یا خیر...؟!
مولای عزیز ما دنبال یار گشت و حکومت غصبی رو نخواست...
یعنی شایستگی برای حکومت لازمه و نه کافی . مردم باید تعیین کنند که حاکم کیست و گرنه چون پسر بزرگوارش حسین (ع)می جنگید حتی با 72 یار. حسین (ع) هم اگر مجبور به بیعت نمی شد نمی جنگید چنانچه به قصد جنگ هم حج رو رها نکرد....
- رفراندوم یعنی اثبات مقبولیت تفکری در بین مردم نه اثبات مشروعیت آن.
همانطور که فرمودید شایستگی شرط لازم برای حکومت است (که حکومت اسلامی از شایستگی برخوردار است) میماند مقبولیت که در گرو خواست مردم است. مقبولیت فقط به حکومت دینى عینیت میبخشد، زیرا حاکم دینى حق استفاده از زور براى تحمیل حاکمیت خویش را ندارد.در مورد جمهوری اسلامی ما مردم با نود و هشت درصد مقبولیت آنرا تضمین کردند.
کوتاهنگری است اگر جنگ در کربلا را به دعوا بر سر حکومت محدود کنیم ؛ هدف اصلی امام حسین(ع) در این جنگ رسوا کردن جریان باطل بود که به آن هدف رسید . برای همین ما شهدای کربلا را پیروز واقعه میدانیم با اینکه به بدترین وضع کشته شدند...
در بینش دینى حق حاکمیت از آنِ خداست، همه چیز مملوک اوست. هیچ کس حق تصرف در چیزى را مگر با اجازه خدا ندارد، حاکمیت بر مردم در صورتى مشروع است که با اذن خدا باشد. پس حاکمیت حق مردم نیست، تا بخواهند آن را به کسى واگذار کنند یا کسى را وکیل نمایند.

ادامه مطلب...

 

نویسنده: مهدی حامدی |  شنبه 87 دی 21  ساعت 4:43 عصر 

جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با صدور نامه ای سرگشاده با عنوان "آقای خاتمی، ما هم سوال داریم" همزمان با حضور امروز خاتمی در دانشگاه تهران، در این نامه سوالاتی را از وی مطرح کردند. نکات قابل توجهی در آن به چشم میخورد که خواندنش خالی از لطف نیست .

اینم برای اونایی که میگفتن عکسهای بیریخت از خاتمی میزاری !!!!

متن نامه به شرح زیر است :
بعد از دوران اصلاحات، این سومین حضور شما در سیاسی‌ترین دانشگاه ایران است. حتما یادتان هست که در سال پایانی دوره 8 ساله ریاست جمهوری‌تان چه رخ داد! فرزندان شما که سال‌ها برایتان سوت و کف زده بودند شما را هو کردند و چقدر زیبا شاهد شعار زنده باد مخالف من، بودند؛ به خاطر می‌آ‌ورید؟ به اخراج از سالن توسط همراهانتان، تهدیدشان کردید و در آدم‌ بودنشان شک کردید و این دانشجویان ارزشی و مسلمان بودند که احترام رئیس‌جمهور مملکتشان را حفظ کردند و از حق نقد و سوال‌های بیشمار خود از گفتمان اصلاح‌طلبان گذشتند.
رئیس‌جمهور سابق ما، آنجا شما از شنیده‌ شدن صدای دشمن در پایگاه اصلاح‌طلبان گفتید، چقدر دیر این صدا به گوش شما رسید. صدایی که از همان ابتدا به گوش ما و سایر دوستداران نظام رسیده بود. امروز هم این صداها واضح‌تر شنیده می‌شود. از حمایت‌های رئیس‌جمهور آمریکا از اصلاح‌طلبان چه خبر؟ اخیرا برای چندمین بار از اصلاح‌طلبان بیروت تا تهران حمایت کرده است، به نظر شما این حمایت‌ها در پاسخ صداهای خارج شده از اردوگاه اصلاحات نیست؟
حجت‌السلام و المسلمین خاتمی، بالاخره ما نفهمیدیم که اصلاحاتی که تاکنون تعریف دقیقی نشده است برای دموکراسی قید دین می‏آورد یا برای دین قید دموکراسی؟ شما اظهارات آقایان آغاجری، سروش و گنجی را که بوی ارتداد از آن به مشام می رسد شنیده‌اید؟ موضع شما به عنوان یکی از رهبران اصلاحات چیست؟
سازمانی را که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به امضای آیت الله مشکینی (در پی حمایت قاطع از اظهارات هاشم آغاجری) نامشروع اعلام کردند، مشروع می‌دانید یا نامشروع؟
نسبت شما با افرادی که در انتخابات مجلس هفتم، پس از تحصن در مجلس ششم (که مقام معظم رهبری از آن به چراغ سبز به دشمن یاد کردند) بر روی التزام به ولایت فقیه قلم کشیدند، چیست؟ آیا بعد از اینکه 8سال در کنار شما بودند باز هم آنها را در اطراف خود می‌بینید؟
کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری، در کابینه احتمالی شما، آیا کماکان برای افراد چون مهاجرانی، حاجی، معین و .. جایی هست؟ اگر فراموش کرده‌اید برایتان تحصن 3 روز علمای حوزه علمیه قم در معیت مراجع اعزام تقلید مانند حضرت‌آیت‌‌الله العظمی نوری همدانی و ... در اعتراض به عملکرد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شما را یادآوری کنیم: (ننگ ما، ‌ننگ ما، وزیر فرهنگ ما) و شما این اعتراضات را دیدید و نسبت به رفع آن هیچ کاری نکردید.
بحث مدارک دانشگاهی مدیران کماکان داغ است. در رزومه بسیاری از مدیران اصلاح‌طلب، مدارک تحصیلی دانشگاه جعلی هاوایی به چشم می‌خورد. آقای دکتر مرتضی حاجی، وزیر آموزش و پرورش دولت شما، فوق‌لیسانس مدیریت آموزشی خودشان را برای مدیریت و تربیت دانش‌آموزان متقلب می‌خواستند؟
اعلام عدم رضایت صریح مقام معظم رهبری از عملکرد دکتر معین در وزارت علوم را که در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی 26/9/81 در حضور شما و غیبت دکتر معین ابراز شد را به یاد دارید؟ در راستای رفع دغدغه‌های معظم‌له چه کرده‌اید و در آینده چه خواهید کرد؟
حاج آقای خاتمی، ما معتقدیم ساختار شکنی‌های زیادی در دوران اصلاحات به وقوع پیوست از لوایح دوقلوی افزایش اختیارات رئیس جمهور گرفته تا نامه نمایندگان مجلس ششم به رهبری برای نوشیدن جام زهر، آیا اصلاحات برای ادامه این ساختار شکنی‌ها برنامه ویژه دیگری دارد؟
آقای خاتمی، رهبر معظم انقلاب در آخرین دیدار با هیات دولت از جلوگیری دولت نهم از نفوذ سکولاریسم در بدنه قوه مجریه قدردانی کردند به نظر شما تفکر جدایی دین از سیاست، در بدنه کدام دولت ترویج پیدا می‌کرد؟
از انتخابات شورای شهر دوم تاکنون در 5 انتخابات متوالی مردم به گفتمان شما "نه" گفته‌اند؛ در انتخابات شورای شهر دوم که از شورای نگهبان هم خبری نبود و مجلس اصلاحات آن را برگزار کرد شکست بدی خوردید و آن شروع سرآغازی بود بر انتخابات گفتمان امام (ره) و انقلاب توسط ملت ایران، گفتمانی که در عمل به دنبال خدمت به تمام مردم است، چه مردم مراکز استان‌ها و چه روستانشینان زحمت‌کش برای ولی‌نعمتان انقلاب از دید حضرت امام احترام ویژه‌ای قائل است و به دنبال بازی‌های سیاسی نمی‌باشد.
در انتخابات مجلس هشتم یاران شما در ائتلاف اصلاح طلبان تنها 11 نفر را به دور دوم انتخابات فرستادند و پس از برداشته شدن نام شما از لیست انتخاباتی، تنها آقای مجوب از اعضای حزب کار وارد مجلس شد.
چند ماه پیش، شما بازنشستگی سیاسی خود را رسما اعلام کردید و دیری نگذشت برای حضور در عرصه انتخابات شرط گذاشتید. جدای از تناقض در حرفهایتان در طول چند ماه، به نظر شما آیا برای خدمت گزار مردم شدن، باید برای مردم شرط گذاشت؟
بنیان گذار محترم بنیاد باران، آن موقع که دوستان شما اندیشه های حضرت امام (ره) را به موزه های تاریخ فرستادند، شما کجا بودید؟ هنوز خودتان را پیرو راه و منش امام روح الله می دانید؟ آنچه ما در عمل دیدیدم، چیز دیگری بود! نه از عزت و اقتدار ملی در عرصه سیاست خارجی خبری بود و نه در سیاست داخلی.
نامه دور از شان نظام اسلامی توسط دستگاه دیپلماسی شما در سال 2003 که از ترس تهدیدات شیطان بزرگ نوشته شده بود، در کجای راه امام (ره) می گنجد؟
آن نامه نوشته شد و به دست نامحرمان نظام رسید ولی مردم انقلابی ایران را محرم ندانستید و حتی رهبری نظام را هم در جریان موضوع قرار ندادید، آیا اقتدار نظام اسلامی ما را در مواجهه با شرق و غرب به فراموشی سپرده بودید؟ اقتدار عملی و تدبیر امام روح الله را در قضایای مک‌فارلین، حکم ارتداد سلمان رشدی، محو اسرائیل و ... فراموش کرده اید؟ آیا این اقدامات را تنش زا و بدون توجیه می دانید؟
با توجه به اظهارات اخیر بوش، تعلیق تمام فعالیتهای هسته‌ای، مایه امیدواری غرب و آمریکا بود، هنوز برای ما امیدواری دشمنانمان از عملکردهای دولت شما قابل تحلیل نیست.
موضوع هسته ای در زمان اصلاحات جزو تحقیر آمیز ترین موضوعات بود و برای ملت هیچ فایده ای نداشت. ملت و رهبری نظام از افراد ترسویی که همچون شاه سلطان حسین باشند حمایت نخواهند کرد.
راستی آقای موسویان هم که از جرم جاسوسی تبرئه شد و به استناد ماده 505 قانون مجازات اسلامی به علت بر هم زدن امنیت کشور از طریق در اختیار قرار دادن اسناد طبقه بندی شده به بیگانگان محکوم شد! (حکمی که همچنان برای ما جای سوال از قوه قضائیه را باقی گذاشته است.)
دوستی می گفت 2 سال حبس تعلیقی و 5 سال انفصال از خدمت دولتی هم که آقای موسویان به آن محکوم شدند برای اتمام زمان ریاست جمهوری دولت اصولگرا است! نظر شما چیست؟
سید اصلاحات، در داخل کشور آشوب گران دست به اغتشاشات 18 تیر 1378 زدند و از احساسات پاک دانشجویان سوء استفاده کردند. در میان آشوب گران بی‌سیم های وزارت کشور دیده شد، کیانوش مظفری را که می شناسید؟ حوادث 18 تیر نیاز به باز خوانی دارد. در این بازخوانی ما را یاری می‌کنید؟
معاون سیاسی وزیر کشور اصلاحات در دادگاه به جرم تقلب و دخالت در انتخابات محکوم شد. برای ما این حق را قائل شوید که دیگر به مدیران اصلاح طلب اعتماد نداشته باشیم.
سید خندان، آن موقع که شما چشمهایتان از کم خوابی برای دیدن مسابقه فوتبال پف کرده بود عده زیادی از مردم به خاطر شرایط سخت اقتصادی و معیشتی در دو نوبت کار می کردند و هرگز خواب تماشای مسابقه فوتبال را به جای خواب و استراحت نمی دیدند، امروز اقتصاد ایران کماکان با مشکلاتی دست به گریبان است که میراث دولتهای گذشته است.
دیوان محاسبات از 6 میلیارد دلار گم شده از درآمد ارزی کشور سخن می گوید آیا شما این پول را دیده‌اید؟!
در برنامه های سوم و چهار توسعه از هدفمند کردن یارانه‌ها سخن به میان آمده است، چرا شجاعت این اقدام بزرگ را نداشتید؟
آقای سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ما و کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری، اینها تنها گوشه‌ای از سوالات بیشمار و بدون پاسخ ما دانشجویان است که در این نوشتار آمده و امید داریم که این سوالات دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران، پس از این همه رفت و آمد به دانشگاه ما همچنان بدون پاسخ نماند.
آقای خاتمی ما هم پاسخ می خواهیم ...

* لطفا برای جواب دادن عجله نکنید !



 
نویسنده: مهدی حامدی |  سه شنبه 87 آذر 26  ساعت 2:53 عصر 
گفت و شنود امروز کیهان خیلی باحال بود :
گفت: در دانشگاه... برای دعوت از نامزد اصلاح طلبان 400 امضا جمع کرده اند.
گفتم: ولی دانشگاه... بیش از 9000 دانشجو دارد.
گفت: پس خبر نداری! تازه معلوم شده موقع گرفتن امضا از این 400 نفر به آنها گفته اند می خواهیم از آقای... برای سخنرانی در این دانشگاه دعوت کنیم، اگر موافق هستید این ورقه را امضاء کنید!
گفتم: عجب کلکی زده اند!
گفت: حالا تعداد زیادی از آن 400 نفر به این کلک ناجوانمردانه اعتراض کرده و می گویند ما می خواستیم از آقای... درباره هشت سال مسئولیتی که داشت سؤال کنیم، چرا امضای ما را به حساب دعوت از ایشان برای کاندیداتوری گذاشته اید؟!
گفتم: چه عرض کنم؟!... آموزگاری سر کلاس از دانش آموزان پرسید؛ در جمله «دانش آموزان این کلاس با میل خود مشق می نویسند» کلمه «میل» چه نوع کلمه ای است؟ و دانش آموزی گفت ؛ آقا اجازه، حرف اضافه!


 
نویسنده: مهدی حامدی |  چهارشنبه 87 آذر 20  ساعت 8:15 عصر 
<      1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
شکست اخلاق
و علی البرجام السلام!
نشان وابستگی..
جریان انحرافی
اهداف پنهان
تحریم صداقت..
صندوق ها شفاف اند؛ عینک مان را تمیز کنیم!
تحریم جدید..
شیطان بزرگ
اظهارات سخیف نجفقلی حبیبی درباره ی عاشورا
آقای هاشمی برایتان نگرانم..
سخنی از سر دلسوزی با جریان شیرازی ها
نکته ای در باب سبد کالا
رابطه با روسیه..
نکته ای در باب تسخیر لانه ی جاسوسی
[همه عناوین(166)]