تمامی مطالب این وبلاگ بر اساس برداشت و نگاه شخصی بنده به حکومت و جامعه می‌باشد. پس دلیلی ندارد اشتباهات احتمالی در تحلیل یا ارائه ی موضوع به پای ولایت گذاشته شود. و به همین دلیل به تمامی انتقادات و نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز نباشند در صورت امکان پاسخ خواهم داد. آیت الله خامنه ای سید علی خامنه ای ولایت فقیه عکس فیلم ... ... خاتمی اصولگرا اصلاح طلب اصولگرایان اصلاحات اصلاح طلبان کروبی ریزنوشت سیاسی احمدی نژاد محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ولایت مطلقه فقیه ولایت شیعه قمه زنی عکس داستان ... قرآن با ولایت شعر دولت ایران اسلام مذهبی مداحی دانلود کلیپ موبایل روحانی هاشمی"> تمامی مطالب این وبلاگ بر اساس برداشت و نگاه شخصی بنده به حکومت و جامعه می‌باشد. پس دلیلی ندارد اشتباهات احتمالی در تحلیل یا ارائه ی موضوع به پای ولایت گذاشته شود. و به همین دلیل به تمامی انتقادات و نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز نباشند در صورت امکان پاسخ خواهم داد. " /> تمامی مطالب این وبلاگ بر اساس برداشت و نگاه شخصی بنده به حکومت و جامعه می‌باشد. پس دلیلی ندارد اشتباهات احتمالی در تحلیل یا ارائه ی موضوع به پای ولایت گذاشته شود. و به همین دلیل به تمامی انتقادات و نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز نباشند در صورت امکان پاسخ خواهم داد. ">
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
با ولایت
دوستی ات، [در حدّ] شیدایی و دشمنی ات [مایه] هلاکت نباشد . دوستت را به اندازهْ دوست بدار و دشمنت رابه اندازهْ دشمن بدار . [امام علی علیه السلام]
    عدالت


حکم محارب، اعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدام است_

 

[برسد به دست رئیس قوه ی قضائیه]



 
نویسنده: مهدی حامدی |  دوشنبه 91 آذر 27  ساعت 10:58 صبح 

یکی از راه های رایج برای تثبیت حکومت یک رهبر یا رئیس حکومت این است که به خواسته های بی خطر مردمش توجه کند و یا حتی سرگرمی های بی خطر برایشان بتراشد تا مشغول باشند و کسی به فکر حکومت و نحوه ی حکومت داری نیفتد. از نمونه های این موضوع میشود به جنگ بالش ها اشاره کرد که در 15 کشور جهان اتفاق می افتد. ملت به هم بالش پرت می کنند و سرخوشن! همه چی هم آرومه! جنگ پرتاب گوجه فرنگی در اسپانیا، فستیوال غاز در آلمان و اسپانیا، فستیوال پرش از روی نوزاد، جشن "بز اندازی"، مراسم تعقیب پنیر در بریتانیا نمونه های دیگر آن است. از اسامی این برنامه ها می شود به خزئبل بودن آن ها پی برد. با یک سرچ ساده می توانید هزاران نمونه ی دیگر آن را در جهان بیابید.

حالا به نمونه های زیر توجه کنید:
" الآن در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی می شود. نباید بشود. ترویج موسیقی می شود! ترویج موسیقی یک کاریست بر خلاف مذاق اسلام. درست است که هر نوع موسیقی حرام نیست، اما ترویج موسیقی معنایش این نیست که یک موسیقی که حرام نیست را میگردند و با دقت پیدا میکنند و آن را تعلیم میدهند و ترویج میکنند، این نیست، نخیر، درست عکس این است! در موارد بسیاری درست عکس این است..." +

" اردوی مختلط! من خیلی تعجب کردم. اردوی مختلط دانشجویی؟!... خوب نفس اردوی مختلط بد است..." +

این ها دو نمونه از سخنان مقام معظم رهبری در رابطه با موسیقی و اردوهای مختلط دانشجویی بودند. موسیقی یکی از اموری هست که با زندگی اکثر ما گره خورده است. کمتر کسی را می توان یافت که با موسیقی رابطه ای برقرار نکرده باشد. حتی اعتیاد به موسیقی هم تقریبا خطری هم برای حکومت فراهم نمی کند!
پس به نظر شما چرا باید رهبر یک حکومت با این امور (لااقل در مقام لفظ) مخالفت کند؟ آیا موسیقی به مراتب بی خطرتر از جشنواره های بی محتوای اشاره شده نیست؟

تنها نتیجه ای که برای بنده محتمل است، این است که پایبندی هایی فراتر از حب مقام و ریاست برای جایگاه ولایت فقیه مطرح است. و این ممکن است فراتر از درک اهل دنیا باشد..



 
نویسنده: مهدی حامدی |  دوشنبه 91 آبان 1  ساعت 1:5 صبح 

من جز برای تثبیت ولایت و نظام جمهوری اسلامی ایران به آقای احمدی نژاد رای نداده ام. دلیلش هم از شعارهای جناب احمدی نژاد مشخص بود. استفاده ی جز این از رای ام را خیانت می دانم؛ شما بابت شعارها و قول هاتون رای گرفتید و اگر جز این عمل کنید، غش در معامله نموده اید!
شما باید به خاطر داشته باشید محمد خاتمی را؛ آن زمان که فریفته ی رای بیست میلیونی خود شد و رایش را به رخ رهبری کشید. اکنون او کجاست؟ هنوز که هنوز است برای کسب قدرت مجدد هم که شده به دنبال رضایت رهبری می چرخد! بیست و چهار میلیون که چیزی نیست؛ هفتاد و پنج میلیون رای هم که بیاوری، برای لبخند رهبری باید جان بدهی..
تا کی باید بنشینیم و به خیال اینکه ایشالا موشه و ترس از شادی دشمن ساکت بمانیم؟ آیا سواستفاده از مجموعه ی تحت مدیریت جناب عالی با اطلاع حضرت عالی است یا جریانی پنهان است؟ اگر با اطلاع جناب عالی است که نامی جز خیانت بر آن نمی توان نهاد و اگر پنهان است ولی از آثار آن نمی توانید پی به وجودش ببرید و آن را رفع کنید، نشانه ی سوء مدیریت و جهالت است. تا دیر نشده تدبیری کنید آقای رئیس جمهور، که تک تک این رای ها روز قیامت یقه تان را می گیرد.
این از اولی
موضوع بعدی که ذهنمو این روزا بدجوری آزار میده عملکرد نه چندان جالب قوه ی قضائیه و همچنین موضع گیری های نامطلوب جناب آملی لاریجانی هست. هر چه سعی کردم از خیرش بگذرم نشد. بزرگترین اشکالی که به دستگاه قضایی وارد می دانم عدم تحمل در برابر انتقادات و مطالبات است. مطالبات صحیح راه را برای اجرای بهتر عدالت هموار می کند. تمام حرف در همین جمله هست. و بعید می دانم درکش چندان سخت باشد. در راه تحقق عدالت و هموار کردن راه برای دستگاه تحت امر جناب عالیست که بهترین مخلوقات خدا از آبروی خویش می گذرند..  و شما هم بر سر آن ها می زنید. خدای ما هم بزرگ است.. کمی از سنت حضرت امیر(ع) را مطالعه بفرمائید. برای حسن عاقبت شما مفید خواهد بود؛ انشاالله.



 
نویسنده: مهدی حامدی |  پنج شنبه 91 مهر 20  ساعت 12:54 صبح 

روزنامه ی الوطن سوریه دیروز فاش کرد:
با افزایش تحرکات مرزی ترکیه در مرزهای سوریه، ایران -برای دومین مرتبه طی یک سال گذشته- قویاً به ترکیه هشدار داده است که هر گونه حمله به فضای سرزمینی سوریه، با پاسخ سخت ایران روبه‌رو می‌شود و توافقنامه دفاعی بین طرفین فعال خواهد شد
.
جزئیات بیشتر

این خبری بود که امروز تیتر اول خیلی از خبرگزاری ها و رسانه های داخلی و خارجی شد. از عکس العمل شما هنگام شنیدن این خبر اطلاعی ندارم؛ اما من پس از شنیدن این خبر احساس شعف بزرگی کردم. یک بار دیگه حس کردم غرورِ له شده ام در عرصه ی اقتصاد داخلی و مباحث فرهنگی، این بار در سیاست عزتمند خارجی تسکین یافته است.

اگر رژیم سوریه دیکتاتور است چرا آمریکا و هم پیمانانش با آن مخالفند؟ مگر دیکتاتور های مصر و لیبی و بحرین و عربستان و یمن و .. زیر چتر حمایت آمریکا و یهود نبودند؟ چه ارتباطی با فتنه ی 88 و اوضاع سوریه مشاهده می شود؟ آیا جز این است که آمریکا، هم پیمانانش در منطقه را بر ضد دشمنانش بسیج می کند؟

نمی خواهم از اهمیت سوریه برای ایران اسلامی و جبهه ی مقاومت صحبت کنم. دیگر کسی نیست که نداند سوریه متحد ایران در جنگ 8 ساله و در جنگ 33 روزه و 22 روزه ی لبنان بوده است. در حوادث پس از انتخابات ایران مایه ی دلگرمی ما بوده است. در جبهه ی ضد صهیونیستی همصدا با تفکر حضرت روح الله گام برداشته است. یا به قول خود حضرت روح الله، یکی از اعضای جبهه ی جهانی مستضعفین دنیاست. این موارد دلیل کمی نیست تا سوریه هم همانند ایران مغضوب قدرت های استکباری قرار بگیرد. در منطق استکبار جهانی هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد، و مفتیها و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراها، به قتل و کفر او حکم خواهند داد.

Imam Khamenei

چرا باید از تفکر اسلام ناب محمدی که توسط حضرت روح الله به ما شناسانده شد، خجالت بکشیم یا فرار کنیم؟ این آموزه ی پیامبر اسلام(ص) است که اگر مسلمانی از خواب بیدار شود و در فکر رسیدگی به حال مسلمانان نباشد مسلمان نیست.

همه ی ما خوب یاد گرفته ایم که وقتی صحبت از ایران عزتمند و قدرتمند می شود، سریعا یادی از کوروش و داریوش کنیم! و به یاد دوران آن ها غبطه بخوریم. سر هر جریانی که رخ می دهد سریعا نام مرحوم شاه(!) را بیاوریم و از احداث خط راه آهن او که بر مبنای منفعت انگلیس در منطقه بود تقدیر کنیم!

هنوز به خود اجازه نداده ایم که در صحت وجود کوروش هم فکر کنیم چه برسد به خدمات او! راستی کوروشی که چندصد سال بعد از جمشید حکومت می کرده است چرا آثاری از خود به جای نگذاشته است؟ در مورد جمشید، می شود تخت جمشید را نام برد! چرا شعرای نامی ما نظیر فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا نامی از کوروش در اشعار خود نبرده اند؟
صهیونیسم جهانی می تواند برای شما توضیح دهد که چرا این نام ها سر زبان افتاده! همین صهیونیسم جهانی پس از انتصاب کوروش در اذهان من و شما، می گوید: داریوش نفوذی یهود بود.
و همین صهیونیسم می گوید تاریخ را ما می نویسیم!

جدای از این حواشی و قبول وجود کوروش و امثالهم، آیا وجود احساس عزت در آن زمان جز به خاطر کشورگشائی و عدم عقب نشینی از منافع ملی بوده است؟
آیا اصلا توجه کرده اید که چرا اکنون که بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد، هر جا که بیشتر در مقابل قدرت های استکباری ایستاده ایم، بیشتر مورد هجمه قرار گرفته ایم؟ فشارهای کنونی بر ما بیشتر است یا زمان کوروش؟! مسلما عزت آفرینی بدون تحمل هزینه ممکن نیست. و این تحمل هزینه سوژه ی رسانه های معاند قرار می گیرد و عده ای از سست عنصران را با خود همنوا می کند.
مطمئنا ضعف مدیریت و یا خیانت در برخی مسائل داخلی بی تاثیر نیست؛ اما به قول معروف تا وقتی که راننده و ماشین سالم هستند، می شود اتفاقات درون ماشین را کنترل کرد.

آمریکا از آن سر دنیا در خاورمیانه لشکرکشی می کند؛ عربستان در سوریه و بحرین و یمن نیروی نظامی وارد می کند؛ ترکیه و پاکستان و روسیه و .. برای دفاع از مرز جغرافیائی خود اقدامات نظامی می کنند.. حالا ما که علاوه بر دفاع از مرز جغرافیائی، خط قرمزهای دینی هم داریم، از به کار بردن اسم سپاه قدس هم خجالت می کشیم! چه کسی این را در مغر ما فرو کرده است؟
ما اکنون در مقابل تمام ابرقدرت ها ایستاده ایم. در جنگ تحمیلی از 16 کشور اسیر داشته ایم اما ذره ای از خاک کشور را از دست ندادیم. مگر در همین حکومت قبلی نبود که جزایر جنوبی را به راحتی تقدیم کردیم؟

آیا کوروش توانسته است این جملات حضرت روح الله را بر زبان بیاورد:

ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران امریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترویج نماییم.

در آئین و فطرت کدام یک از ما دفاع از مظلوم و محروم گنجانده نشده که از تکرار این جملات احساس شرم می کنیم:

از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروی را به صدا درآوریم. مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتی از این برزخ بی انتهایی که انقلاب اسلامی ما برای همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادی کنند، و آوای آزادی و آزادگی را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخم های خود مرهم گذارند، که دوران بن بست و نا امیدی و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است.

حضرت روح الله با تکیه بر اسلام ناب این طور می فرمایند که : قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می دهد.
اخیرا دیدم در برخی مصاحبه ها، برای پس از سرنگونی بشار اسد هم استراتژی راه فرار می گذارند!
 آیا اینگونه، سیاست عین دیانت خواهد بود؟ مطمئنا چنین سیاستی نه با وجدان سازگار است نه با دیانت..!


پی نوشت
- اگر سعی کنیم قصد قربت را در نوشته هایمان هم داشته باشیم، دیگر نیاز به نوشتن اخلاق رسانه ای نیست!
- این هم جالبه از دستش ندین: ما از «بشار» حمایت می کنیم؛ حرفی هست؟!
- و هزار بار بخوانید جام زهر را..



 
نویسنده: مهدی حامدی |  چهارشنبه 91 مرداد 11  ساعت 10:43 عصر 

سعید جلیلی، بی شک یکی از دیپلمات هائی است که چپ و راست، داخلی و خارجی نمی توانند توانمندی های او را انکار کنند. همه اتفاق نظر دارند که  یکی از پایه های اساسی موفقیت در سیاست خارجی، سعید جلیلی است.
این روز ها تیتر اول رسانه ها، سعید جلیلی است. حواشی مذاکرات او و تیمش نقل محافل شده است. شاید بتوان گفت پس از وزیر بهداشت اسبق، محبوبیت و صفای آقای دکتر جلیلی زبانزد شده است. تیزهوشی و شجاعت او در عین ساده زیستی بی نظیرش حتی برای سیاستمداران خارجی قابل تحسین بوده است.

اما در این میانه هستند افرادی، که این شخصیت برجسته را بر نمی تابند.. و احتمالا در صددند همان کاری را بکنند که با دکتر باقری لنکرانی و دیگر اخراجی های دولت نهم و دهم کرده اند.
با تائید وجود جریان انحرافی در بدنه ی اصلی دولت، نمی توان ساده اندیشانه تصور کرد که این تیم وجود چنین شخصیت انقلابی، ولایی و در عین حال کارآمد را در کنار خود تحمل نماید. شواهد زیادی بر این مدعا وجود دارد. تلاش برای کم اهمیت نشان دادن اقدامات جلیلی، سانسور مذاکرات مسکو در روزنامه ایران که همان بولتن خبری دولت و تیمش می باشد -در عین اینکه تیتر اصلی همه ی رسانه ها بود- نمونه هایی از این حیرانی می باشد.

سوالی که در این جا وجود دارد این است که جریان انحرافی با دکتر جلیلی چه خواهد کرد؟ تصور بنده این است که این جریان بر سر دوراهی بزرگی قرار گرفته است. 
ادامه ی مسئولیت دکتر جلیلی، موجب افزایش محبوبیت روزافزون وی خواهد شد. رسانه ای شدن دیدارها، مذاکرات و گزارشات ایشان، زمینه را برای شناخت بیشتر او در اذهان عمومی آماده تر می کند. تصور کنید او نامزد انتخابات دوره ی بعدی ریاست جمهوری باشد!
برای راندن او از این مسئولیت نیز راهی به جز عزل یا اجبار به استعفای وی متصور نمی باشد. عزل وی در اوج محبوبیت، موجب مظلوم نمائی او خواهد شد. احتمال دخالت رهبری هم سایه ی سنگینی در این موضوع است که بعید می دانم دولتی ها باز هم بخواهند تجربه اش کنند! جایگزینی مهره ای دیگر به جای دکتر جلیلی هم کار ساده ای نیست. این روزها، دکتر جلیلی گزارش کار خوبی برای دولت است!

مجموع این مسائل به خوبی بیانگر حیرانی و سرگردانی تیم جریان انحرافی در مقابله با دکتر سعید جلیلی می باشد. مسلما جریان انحرافی در این میانه بیکار نخواهد نشست و دست به اقدامات ایذائی خواهد زد. اما چه باک که ما را اینگونه وعده داده اند: فان حزب الله هم الغالبون.. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون/

پیـــنوشت:
روایت نجف زاده از مذاکرات مسکو خالی از لطف نیست. ایــنــجــا یا ایــنــجــا ببینید.
روایتی دیگر از اقتدار تیم جلیلی: چرا مذاکرات هسته ای در ژنو برگزار نشد؟



 
نویسنده: مهدی حامدی |  یکشنبه 91 خرداد 28  ساعت 5:46 عصر 


مدتیه که حس می کنم دیگه حرف خاصی برای گفتن ندارم. نمی دونم از روزمرگیه یا از ناامیدی از تاثیر حرف ها و کارهام. به قول بعضی ها باید طرحی نو در انداخت..

زندگی مثل بازی شطرنج می مونه؛ اگر یک مهره را اشتباه بگذاری جریان بازی عوض میشه و احیانا اگر مدیریت بحران بلد نباشی شاید منجر به باخت بشه! بدترین حالت اینه که آدم ندونه که کدوم مهره رو اشتباه گذاشته. که این شاید همان جهل مرکب باشد.. 

به هر حال سکوت را از زدن حرف های تکراری و بی ارزش و حتی از کپی کردن، باارزش تر می دانم. و برای سکوتم احترام قائلم. خدا رو چه دیدی! شاید این سکوت آرامش قبل از طوفان باشد!

 


پی نوشت:
- اگر خدا بخواهد در پی راه اندازی یک پروژه ی بزرگ فرهنگی هستیم. دعا بفرمائید!
- خودم هم نفهمیدم این نوع نوشتنم عامیانه ست یا کتابی! جور دیگه بلد نیستم.. معاف بفرمائید!



 
نویسنده: مهدی حامدی |  سه شنبه 91 خرداد 23  ساعت 6:29 عصر 

این اواخر توفیق اجباری شد تا کتاب "بندگی، راز آفرینش" شهید دستغیب را بخونم. تاریخ نشر کتاب مال اوائل انقلاب بود و کتاب در حال انهدام! بطوری که باید با احتیاط ورق میزدی تا پاره نشه. موضوع کتاب در باب شرح خطبه ی فدکیه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها بود؛ اما در عین حال یک درس اخلاق واقعا حسابی بود. اولین بار بود که کتابی از آیت الله دستغیب می خوندم. شیفته ی نوع نگاه ایشان به مباحث اعتقادی و اخلاقی شدم. کسانی که این کتاب را خوانده اند احتمالا این عرض بنده را تصدیق می کنند که ایشان عمیق ترین مباحث اخلاقی را در زیباترین بیان ممکن مطرح کردند. غرض این که اگر جائی این کتاب را دیدین حتما بگیرین و بخونین؛ ضرر نمی کنین!

یک نمونه از نوع نگاه زیبای ایشان را در اینجا می آورم، شاید که ترغیب شدید و کل کتاب را خواندید!



دزدی انواع و اقسام متفاوتی دارد؛ آیت الله دستغیب در این باره می نویسد:

آن لحظه ای که چشم به بیگانه دوختی، دزدی! اذن صاحب و مالک فقط در مباحات است. هر نوع گناهی، خیانتی، جنایتی که از بشر سر می زند بداند در آن حال از صراط عبودیت به قعر جهل و بدبختی افتاده و از مسیر غرض از ایجاد بازمانده!

پی نوشت:
- مدتی بنا به دلایلی در دسترس نبودم، ظاهرا این مدت که نبودم اتفاقات جالبی افتاده. امروز داشتم سایت آقا را نگاه می کردم چشمم به حکم انتصاب اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام افتاد. این قسمتش توجهمو جلب کرد:
"ضمن تشکر از همه‌ی آقایان اعضای محترم، ریاست و دبیرخانه مجمع، برای دوره‌ی پنج ساله‌ی جدید شخصیت‌های حقوقی و حقیقی نامبرده در زیر را با ریاست جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی تعیین می‌کنم". +
بله درسته، حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی نه حضرت آیت الله! که البته این لقب هم کمال لطف حضرت آقا را نشان می دهد. زیرا کسی که در برابر ولی زمان، تواضع نمی کند، حجت کفار است نه مسلمانان.



 
نویسنده: مهدی حامدی |  سه شنبه 91 فروردین 22  ساعت 12:27 عصر 
<      1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
شکست اخلاق
و علی البرجام السلام!
نشان وابستگی..
جریان انحرافی
اهداف پنهان
تحریم صداقت..
صندوق ها شفاف اند؛ عینک مان را تمیز کنیم!
تحریم جدید..
شیطان بزرگ
اظهارات سخیف نجفقلی حبیبی درباره ی عاشورا
آقای هاشمی برایتان نگرانم..
سخنی از سر دلسوزی با جریان شیرازی ها
نکته ای در باب سبد کالا
رابطه با روسیه..
نکته ای در باب تسخیر لانه ی جاسوسی
[همه عناوین(166)]